۲۳
فروردین

می خواستم قبل از اینکه چهل روزه بشی و بریم خونه خودمون، کار ختنه هم انجام بشه. حسابی درگیر بودیم که کجا و به چه  شیوه ای این کار انجام بدیم -حلقوی یا سنتی که خاله جونی دکتر محل خودشون و معرفی کرد که ۳۰ ساله سابقه داره. بعد از کلی سرچ کردن تو ایننرنت و صحبت با دکتر و منشیش شیوه سنتی را انتخاب کردیم.

به من می گفتن تو مطب نمونم و برم خونه آبجی اینا اما من دلم طاقت نیوورد و تو مطب منتظر موندم. اتاق که بودی خیلی صدای گریه ات نمی اومد، اما وقتی از اتاق اومدی، انقدر گریه می کردی که نمی دونستیم چطور آرومت کنیم. با بابا و خاله تا دم خانه اونا دویدیم و اونجا بالاخره بعد از۱۰ دقیقه ای تونستیم بهت استامینفون بدیم و بخوابونیمت.

نکته خنده دار قضیه این بود که دکتر بهت سند مردانگی داد!

هفته ای سختی بود، هر دفعه می خواستیم چرک خشک کن و پمادت و بزنیم یک سوژه داشتیم.

اما انگار یک بار بزرگ رو از دوشم برداشتن.

موضوع: عمومی
نظر بدهید

XHTML:می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

ضروری
شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را از طریق خوراک نظرات RSS 2.0 دنبال کنید. شما می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید، یا دنبالک مطلب را در سایت خود قرار دهید.