چند روز پیش، یکی از آشنایان کاری با تلفن همراهم تماس گرفت و به طور مبهم، مقداری اطلاعات بین المللی، آن هم در اسرع وقت خواست؛ وقتی کمی جزئیات بیشتر خواستم، گفتند که بهتر است پشت تلفن گفته نشود. بنابر این درخواست کردم که در ایمیل توضیح دهند، که متوجه شدم ایشان از طرح موضوع در ایمیل هم اکراه دارند. البته با توجه به شرایط سیاسی منطقه، فعالیت دوستان، و دایره نسبتا کوچک آشنایان مشترک، حدس و فهمیدن اینکه موضوع از چه قرار است کار دشواری نبود! به خصوص وقتی صحبت از ترجمه یک متن شد. (که من به دلیل مشغله رد کردم.)
یکی دو روز بعد پیامکی آمد مبنی بر راه اندازی یک کمپین بین المللی در سایت petition online برای حمایت از مردم مظلوم بحرین. جالب اینجاست که آدرس مطول اینترنتی کمپین را هم داخل متن پیامک گنجانده بودند:
www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html

متاسفانه به دلایل متعدد، هنوز بسیاری از مردم، مسئولان و فعالان ما تصویر درستی از فضای خارج از کشور ندارند. نمونه این عدم آگاهی در همین اتفاق هم بود. وگرنه دلیلی ندارد که برای راه اندازی یک کمپین به این سادگی اینقدر امنیتی و اطلاعاتی برخورد کرد!
- سوال اول این است که آیا واقعا راه اندازی کمپین اینترنتی اینقدر اهمیت دارد؟
در ایمیل‌هایی هم که در این مورد برایم آمده بود، دوستان نوشته‌اند در صورتی که شمار امضا کنندگان این درخواست به یک میلیون نفر برسد، دبیر کل سازمان ملل موظف است موضوع را پیگیری نماید.
حقیقت امر، من خیلی تلاش کردم تا صحت این ادعا را دریابم، اما جستجوهای اینترنتی حقیر هیچ اثری از نکته‌ای در این خصوص در پی نداشت! مشخص نیست این حرف از کجا آمده؛ حتی اگر چنین قاعده‌ای در سازمان ملل وجود داشته باشد، آیا سازمان ملل برای امضاهای بی نام و نشان و مجازی یک سایت اینترنتی اعتباری قائل است؟ مهمتر از همه اینکه آیا خواهد خواست که اقدامی کند؟!

- سوال دوم این است که آیا این حرکت واقعا به این قدر جو امنیتی نیاز دارد؟
احتمالا دوستان ارجمند دغدغه این را داشته‌اند که مبادا مشخص شود این حرکت از ایران آغاز شده است! هر چقدر با خودم کلنجار می‌روم نمی‌توانم از اصطلاح «توهم توطئه» استفاده نکنم! البته تردیدی ندارم که دنیای غرب علیه ایران و حمایتهای ایران موضع گیری و تخاصم دارد؛ اما اینکه یک حرکت ساده را اینقدر بزرگ کنیم که گمان کنیم ذکر آن در یک گفتگوی تلفنی یا مکاتبه ایمیلی باعث برملا شدن همه چیز و سوختن طرح خواهد شد، چیزی جز توهم ناشی از ناشناختن حریف نیست.
علاوه بر این، راحت تر از شنود تلفن همراه و کشف یک ایمیل محتوی این اطلاعات، بررسی آی پی ایجاد کننده کمپین در سایت است! شاید دوستان زیرک ما فکری هم برای این مساله کرده‌اند و از طریق نرم افزارها و وی پی ان و امثالهم این کار را کرده اند تا موقعیت فرد راه انداز مشخص نشود. اولا این پوشش مطمئن و صد در صد موفق نیست.
دوم، تا جایی که می‌دانم طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران استفاده از این نرم افزارها ممنوع است؛ و طبق فتوای اکثر مراجع محترم شیعه تبعیت از قوانین لازم است. پس آغاز حرکت بر این مبنا نیز بی‌اشکال نیست.
سوم اینکه، آیا همه کاربران و امضا کنندگان هم از این ترفند استفاده خواهند کرد و موقعیت‌شان نامعلوم خواهد ماند؟ یعنی حریف فرضی ما اینقدر ساده‌لوح است که با بررسی آی پی کاربران متوجه نشود که این حرکت از ایران شروع شده است؟! (حین نوشتن این جمله به یاد فیلمهای جنگی دهه ۶۰ افتادم که نیروهای عراقی احمق‌ترین آدمهای روی زمین بودند و ایرانی‌ها هر یک سوپرمنی برای خود!)
چهارم، اگر حریف فرضی ما می‌توانسته در ایمیل اولی که بنده درخواست کرده بودم، متوجه ماجرا شود، چرا اکنون با ارسال انبوه این ایمیل و پیامک در بین مردم نباید متوجه ماجرا شود؟!

- خوش‌سلیقه‌تر و ساده‌تر بود که دوستان ارجمند به جای اینکه آدرس طولانی و چند بخشی کمپین را در پیامک بنویسند، خبر و لینکش را در یک سایت (خبری) می‌گذاشتند و آدرس آن را ارسال می‌نمودند.

- تازه اینها اشکالات مقدماتی بنده بود! متاسفانه مهمتر از این ایرادات اجرایی، مشکلات محتوایی این دست حرکت‌هاست. بزرگترین اشتباه در بین این عده فعالین این است که «ادبیات مشترک» را که لازمه پیشبرد حرکتهای بین‌المللی است، با «ابزار مشترک» اشتباه گرفته‌اند. این اشتباه بیش از هر حوزه دیگری، در حوزه حقوق بشر اتفاق می‌افتد.
متاسفانه در امثال این حرکت، دوستان استناد خود را به منشور و اسناد حقوق بشر می‌برند. در حالی که همین منشور حقوق بشر اولا با برخی موازین شرعی و تقنینی ما تناقض دارد. ثانیا، با همین «ابزار» است که گاه و بیگاه غرب علیه جمهوری اسلامی ایران موضع می‌گیرد و در محافل بین‌المللی و افکار عمومی ایران را محکوم می‌کند. و طبعا ما نیز به شدت آن را محکوم می‌کنیم… ولی در این جور مواقع هم خودمان با تقدس به سراغش می‌رویم! این می‌شود همان استانداردهای دوگانه‌ای که به غرب و به خصوص آمیرکا اشکال می‌کنیم.
نکته مغفول در این میان این است که حقوق بشر (به اصطلاح عام آن) مفاهیم نزدیک به فطرت بشری است و برای همه به طور کلی پذیرفته است. همه مردم می‌دانند که آدمها حق دارند زنده بمانند؛ حق دارند دین داشته باشند؛ حق دارند در یک جامعه باشند و گاه نقش داشته باشند. اما اگر از همین مردم بپرسید منشور حقوق بشر چیست؟ اکثرا اطلاعی از آن ندارند. استناد به اعلامیه حقوق بشر و اسناد بین‌الملل، یعنی بازی در زمین و قواعد حریف. یعنی پذیرفتن چیزی که نه تنها به آن اعتقاد نداریم؛ بلکه با ما تعارض هم دارد. این میزان اعتبار و اصالت قائل شدن برای سازمان ملل و دبیر کل (بخوانید عروسک خیمه شب بازی) آن نیز اشتباهی از همین دست است.
حال آنکه اگر هوشمندانه با زبان فطرت انسان‌ها حرف بزنیم، و تنها از «ادبیات» (به تعبیر قرآن لسان قوم مخاطب) مشترک استفاده کنیم، لاجرم بر دل خواهد نشست و به سختی قابل انکار و دشمنی خواهد بود.

- و اما مطالبات این کمپین چیست؟
۱- مداخله سریع وقاطع جهت توقف فوری وبی قید وشرط کشتار بی رحمانه مردم
۲- اخراج مداخله گران بیگانه اعم از نظامی وغیر نظامی از کشورهای مذکور
۳- فراهم آوردن مقدمات وشرایط لازم ،جهت تعیین سرنوشت این کشورها بدست ملت هایشان

این درخواست قاعدتا با توجه به بند دوم متوجه دو کشور بیشتر نمی‌تواند باشد: لیبی و بحرین.
در لیبی که ناتو به عنوان یک سازمان بین‌المللی و اعتباری مشابه سازمان ملل (و قدرتی بیشتر از این سازمان!) وارد عمل شده است و با توجه به اصالتی که بیانیه به یک نهاد بین المللی می‌دهد، حضور ناتو در لیبی نیز تلویحا تایید می‌شود؛ یا لااقل بدون اشکال به نظر می‌رسد.
پس درخواست بیشتر متوجه بحرین است که جلادان عربستان و قطر وارد آن شده‌اند.
حال فرض کنیم این درخواست مورد موافقت بان کی مون قرار گرفت و بنا شد اجرایی شود. نمی‌توانم غیر از این تعبیر کنم که بند یک صراحتا از او خواسته است تا در بحرین دخالت نظامی شود. (انتظار که ندارید این بند را به مداخله دیپلماتیک تعبیر کنیم؟! با توجه به نمونه‌های پیشین دومینوی انقلاب اعراب، علی القاعده تعبیر ساده‌لوحانه‌ای خواهد بود.) باز هم بازی در قواعدی که به آن اعتقاد نداریم. رهبر معظم انقلاب در صحبتهای روز نخست سال در حرم مطهر رضوی تصریح فرمودند که ایران مخالف مداخله و حضور بیگانگان در امور داخلی ملتهاست.
[این ماجرا هم حین نوشتن به یادم آمد: خاطرم هست یکبار آیت ا... صدیقی در مراسمی از مرحوم ابوترابی روایت می‌کردند که وقتی نیروهای صلیب سرخ به زندانهای بعثی آمده بودند تا شرایط را نظارت کنند، ایشان علیرغم وضعیت بد و آزار و اذیتها، گلایه‌ای نکرده بودند و ابراز ناخرسندی نکردند. بعدتر که فردی (اگر اشتباه نکنم یکی از ماموران عراقی) از ایشان می‌پرسند که چطور با اینکه فرصت داشتی چیزی نگفتی؟! مرحوم ابوترابی هم پاسخ می‌دهند این افراد مسلمان نبودند و قرآن می‌فرماید «ولا تجعل الله الکافرین علی المومنین سبیلا»... من گله نکردم تا این عده نامسلمان نتوانند به شما که مسلمان هستید راه نقد و سرکوبی پیدا کنند!]

بند سوم درخواست نیز بر همین قاعده مورد اشکال است. چرا و چگونه سازمان ملل می‌تواند و باید مقدمات انتخابات را در بحرین و لیبی ایجاد کند؟ غیر از این است که سازمان ملل یا برگزار کننده خواهد بود، یا نظارت کننده؛ که در هر دو صورت عملکرد ناسالم این سازمان تجربه شده است و تجربه مجدد آن عاقلانه به نظر نمی‌رسد.
(علاوه بر این خرده‌ها اشتباه یا لااقل کج‌سلیقگی‌های ترجمه نیز از آفات این حرکت‌هاست که الان به آن نمی‌پردازم.)

البته باید تاکید کنم که بنده مخالفتی با این تلاش دوستان ندارم و آن را تحسین می‌کنم؛ اما اینکه کار کوچکی کنیم و تصور کنیم شاق‌ترین ماموریت روی زمین را انجام داده‌ایم و لطمه بزرگی به دشمن وارد شده… می‌شود حکایت آن شخصی که دزد به خانه‌اش زد و تهدیدش کرد که پایش را از دایره بیرون نگذارد. فرد ساده‌دل هم بعد از رفتن سارقان خوشحال بود که چند بار پایش را از دایره بیرون برده و آنها نفهمیده‌اند و سرشان کلاه رفته است!
حقیر نیز به خوبی واقفم که دستمان برای فعالیت در خصوص بحرین به شدت بسته است. اما این محدودیت نباید باعث خطا و توهم شود. بلکه باید مداقه کرد و ریزه‌کاری‌ها را دید و زیرکی به خرج داد. این دست فعالیتها خوب است؛ اما در قد و قامت خودش و بیشتر به عنوان حرکتهای نمادین.

علاوه بر این، فارغ از مورد خاص اتفاقات خاورمیانه و شمال آفریقا، ضرورت دارد که دوستان و فعالان ما به شناخت درستی از مخاطب خارج از ایران و فضای بین‌الملل دست پیدا کنند. خارج از ایران با تصورات ما و آنچه صدا و سیما و مطبوعات به ما نشان داده‌اند فرق دارد. مادامی که این نگاه وهم آلود و تخیلی در مورد دنیای خارج وجود دارد، همچنان برنامه‌ها و حرکتهای ما در خارج از کشور بی‌نتیجه خواهد بود؛ سازمانهای مردم نهادمان به فعالیت در داخل کشور محدود خواهند شد؛ کتابهای فلان ناشر سازمان بین‌المللی‌مان در اروپا خمیر خواهد شد؛ رایزنان فرهنگی‌مان بی‌ثمر و سفیرانمان در خواب خواهند بود؛ و با اجرای طرح‌ها و برنامه‌های ضعیف گمان خواهیم کرد که فیل هوا فرموده‌ایم!

موضوع: سیاست
نظر بدهید

XHTML:می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

ضروری
شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را از طریق خوراک نظرات RSS 2.0 دنبال کنید. شما می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید، یا دنبالک مطلب را در سایت خود قرار دهید.