حدیث شریفی هست که «حسن السوال نصف العلم» یعنی سوال درست نیمی از طریق رسیدن به علم است.

کاربرد این سوال فقط در علم، به معنای رایج در اذهان ما نیست. این قاعده کلی است در مورد هر مساله مبهمی. البته در احادیث هست که منظور از علم، تفقه و تسلط در دین است. پس با این توصیفها، اگر در مورد دین، خدا، اسلام، احکام و… شبهه‌ای هست، سوالی هست، تردیدی هست، باید سوال درست را پیدا کرد.

اگر آن «سوال اساسی» پرسیده نشود؛ اگر آن سوال اساسی برای آدم سوال نشود و مثل خوره به جان آدم نیافتد، بقیه سوالها نه اینکه بی‌تاثیر باشد، ولی بازدهی‌اش بسیار پایین‌تر است.

باید گشت و آن سوال کلیدی را پیدا کرد. سوالهای کوچک و حقیر هم وقت آدم را هدر می‌دهد، هم خطر مبتلا شدن به «شبهه» را افزایش می‌دهد. ذهن آدم را پریشان می‌کند؛ دل آدم را نگران می‌کند؛ باید گشت و آن سوال اساسی را یافت تا دغدغه ذهن آدم شود.

نظر بدهید

XHTML:می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

ضروری
شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را از طریق خوراک نظرات RSS 2.0 دنبال کنید. شما می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید، یا دنبالک مطلب را در سایت خود قرار دهید.